مسعود قاسمی: امروز، حال مردم خوب نیست. جامعهای که روزی با امید، تلاش و آرزوهای بزرگ به فردا مینگریست، اکنون با اضطراب و نگرانی از آینده سخن میگوید. فشارهای اقتصادی، کاهش قدرت خرید و افزایش هزینههای زندگی، چنان بر دوش مردم سنگینی میکند که بسیاری تنها برای گذران روزمره، با «سیلی صورت خود را سرخ نگه میدارند.»
از وضعیت معیشت گرفته تا رکود در بازار کار و کسبوکار، نشانههای نارضایتی و خستگی اجتماعی بهوضوح دیده میشود. تحریمها و محدودیتهای اقتصادی که سالهاست بر پیکر اقتصاد کشور سایه انداخته، امروز بیش از هر زمان دیگری اثر خود را در بطن جامعه آشکار کردهاست. گرانی کالاهای اساسی، افزایش روزانه قیمتها و کاهش ارزش پول ملی، معیشت مردم را به بحرانیترین نقطه خود رساندهاست.
در چنین شرایطی، بازگشت به سیاستهایی همچون «کوپن» ــ که یادآور دهههای گذشته است ــ به موضوعی جدی میان مسئولان تبدیل شدهاست. بازگشتی که بیش از هر چیز، بیانگر عقبگرد در مسیر توسعه اقتصادی و ناکامی در تحقق وعدههای رفاه اجتماعی است. چه کسی فکرش را میکرد روزی دوباره پس از ۴۶ سال، سخن از کوپن و کمبود کالاها در میان باشد؟
اما مسأله فقط معیشت نیست. مشکلات اقتصادی، اثرات روانی و اجتماعی عمیقی بر جامعه برجای گذاشتهاند. افسردگی، اضطراب، کاهش امید به آینده و ازهمگسیختگی روابط خانوادگی، به معضلاتی فراگیر تبدیل شدهاند. آمار بالای طلاق در مقابل ازدواجهای اندک، نبود امنیت شغلی و کمرنگ شدن انگیزه در میان جوانان، زنگ خطر جدی برای پیکره اجتماعی کشور است. جامعهای که امید و انگیزه خود را از دست بدهد، دیگر نمیتواند موتور حرکت و پیشرفت باشد.
امروز بیش از هر زمان، نیازمند بازنگری در سیاستهای اقتصادی، حمایت واقعی از تولید، شفافیت در مدیریت منابع و احیای اعتماد عمومی هستیم.
تا زمانی که مردم احساس نکنند صدایشان شنیده میشود و زندگیشان در مسیر بهبود است، فاصله میان جامعه و حاکمیت هر روز عمیقتر خواهد شد.بهعنوان یک فعال سیاسی و اجتماعی، باور دارم که ملت ایران شایسته زندگی در شرایطی با عزت، رفاه و امید است. اکنون زمان آن رسیده است که مسئولان کشور، بهجای شعار و وعده، با مردم صادقانه سخن بگویند و واقعیتها را شفاف بیان کنند. مردم خستهاند، اما هنوز امید را از دل خود بیرون نکردهاند. اگر تدبیر، صداقت و برنامهریزی درست جایگزین تعارفات سیاسی شود، میتوان دوباره اعتماد و آرامش را به جامعه بازگرداند.
آینده را نمیتوان با انکار مشکلات ساخت؛ بلکه باید با پذیرش واقعیتها و تصمیمهای شجاعانه، مسیر تازهای برای عبور از بحران گشود. امروز، مهمترین مسئولیت همه ما ــ از حاکمیت تا مردم ــ حفظ سرمایه اجتماعی، بازسازی اعتماد عمومی و بازگرداندن امید به قلب جامعه است. فقط در این صورت است که حال ناخوش امروز، میتواند فردایی روشنتر را بهدنبال داشته باشد.
شما چه نظری دارید؟